مطالب
خسته و تنها و دلش شكسته عاش و رسوا و غريب و خسته اسير و تنهائه ولي نشسته به فكر ديدن گلش نشسته عقربه هاي ساعتش شكسته سرگرم بازيه پاييز نشسته فكر فرار تو ذهن اون نشسته زندگي پولي واسش چه پسته رنگ خدا توي دلش نشسته!... این شعرو دامادم گفت منم با اجازش گذاشتم تو وبلاگم. یک رو ز کارمند پستی به نامه هایی که ادرس نامعلوم دارند رسدگی میکرد.
متوجه نامه ای شد که روی آن با خطی لرزان نوشته شده بود:نامه ای به خدا! با خود فکر کرد نامه را باز کند و بخواند.درون نامه نوشته شده بود: خدای عزیزم زنی۸۳ ساله هستم که زندگی ام با حقوق ناچیز بازنشستگی می گذرد.دیروز یک نفر کیف پول مرا که صد دلار در ان بود را دزدید. این تمام پولی بود که تا اخر ماه باید خرج میکردم.یکشنبه هفته ی اینده عید است و من چند نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام اما بدون ان پول نمیتونم چیزی بخرم.خدایا تو تنها امید منی کمکم کن! کارمند خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به دوستانش نشان داد نتیجه این شد که همه جیب هایشان را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشت . در پایان ۹۶ دلار جمع شد که برای پیرزن فرستادند. چند روز از این ماجرا گذشت تا اینکه نامه ی دیگری از پیرزن رسید که رویش نوشته شده بود نامه ای به خدا! همه جمع شدند تا نامه را باز کنند و بخوانند.مضمون نامه چنین بود: خدایا چگونه میتوانم بابت کاری که برایم انجام دادی شکر کنم.با لطف تو توانستم شامی عالی تهیه کرده و با دوستانم روزی خوب را بگذرانیم. من به انها گفتم که چه هدیه ی خوبی برام فرستادی. البته۴دلارش کم بود که مطمئنم کارمندان پست ان زا برداشته اند. پدر پیر... پيرمردي تنها در مينهسوتا زندگي ميکرد. او ميخواست مزرعه سيب زمينياش را شخم بزند اما اين کار خيلي سختي بود. تنها پسرش که ميتوانست به او کمک کند در زندان بود .پيرمرد نامهاي براي پسرش نوشت و وضعيت را براي او توضيح داد :پسر عزيزم من حال خوشي ندارم چون امسال نخواهم توانست سيب زميني بکارم .من نميخواهم اين مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت هميشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من براي کار مزرعه خيلي پير شدهام. من ميدانم که اگر تو اينجا بودي مزرعه را براي من شخم ميزدي" .دوستدار تو پدر". پيرمرد اين تلگراف را دريافت کرد : پدر به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان کردهام. 4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پليس محلي ديده شدند، و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اينکه اسلحهاي پيدا کنند. افتاده و ميخواهد چه کند؟ پسرش پاسخ داد: پدر برو و سيب زمينيهايت را بکار، اين بهترين کاري بود که از اينجا ميتوانستم برايت انجام بدهم. پسرک.... پسر جوان آدامس بزرگی را می جوید و مرتب پشت فرمان سرش را به سمت آینه کج می کرد . و موهای غرق در ژل و سیخ سیخی اش را وارسی می کرد . صدای آهنگ تند و تیز سیستم با کلاس ماشینش تا یک کیلومتری قابل شنیدن بود . .پسر برای جلب توجه دختر یک لحظه چراغ های پلیسی ماشین را روشن کرد . . . ولی فایده ای نداشت . دختر می خواست سبقت بگیرد ، اما پسر اجازه ی این کار را به او نمی داد . او می خواست به هر صورت یا دختر را به دست آورد یا او را اذیت کند ، ناگهان در یک لحظه بر اثر بی ملاحظه گی پسر . دخترک نتوانست کنترل ماشینش را حفظ کند و از عقب محکم به ماشین پسر زد ، پسر دیوانه که موقعیت را مناسب می دید برای گرفتن ماهی از آب گل آلود . با دادن فحش های رکیک از ماشین پیاده شد و به سمت دختر رفت : دختر بیچاره نگاهی به پسر و مردمی که دور و بر ماشینش جمع شده بودن انداخت و گفت !! آقای محترم شما یک ساعته داری منو اذیت می کنی . . . شما داری بد رانندگی می کنی . بی خود حرف نزن بیا پایین ببین چه بلایی سر ماشین من آوردی - !! خوب خسارتشو می دم - . زحمت نکش . . . گفتم بیا پایین - .دخترک دو تا عصا از روی صندلی عقب برداشت و به زحمت پیاده شد . دختری معلول با دو پای قطع شده از زانو و اتومبیلی مخصوص معلولین نگاهی از روی شرمندگی به دختر انداخت سرش را پایین گرفت و رفت.....!! زندگی یک اول بی آخر است ، زندگی کردیم و اما باختیم ، کاخ خود را روی دریا ساختیم ، لمس باید کرد این اندوه را ، بر کمر باید کشید این کوه را ، زندگی را با همین غمها خوش است ، با همین بیش و همین کم ها خوش است!... کاش اينجا بودي... کاش در باغچه سبز دلم مي ماندي کاش شعر غم من را ز افق هاي غريب نگاهم مي خواندي کاش اينجا بودي... کاش گلهاي فراق تو گاهي مي پژمرد کاش گنجشک دلت در غم من مي آزرد و جدايي مي مرد کاش اينجا بودي... کاش اينجا بودي...! سلام بالاخره بعد از مدت ها اومدم يه دستي به سرو روي وبلاگم بكشم.به خاطره مشكلات درسي نتونستم آپ كنم. ورود به این عید سعید باستانی بنا به دلایل فنی برای شما مسدود می باشد . لطفا اصرار نفرمایید! يادم باشد یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند . متن كارت عقد(طنز) آخر این هفته جشن ازدواج ما به پاست با حضور گرم خود در آن صفا جاری کنید ازدواج و عقد یک امر مهم و جدی است لطفا از آوردن اطفال، خودداری کنید! بر شکم صابون زده، آماده سازیدش قشنگ معده را از هر غذا و میوه ای عاری کنید تا مفصل توی آن جشن عزیز و با شکوه با غذا و میوه آن جشن افطاری کنید البته خیلی نباید هول و پرخور بودها! پیش فامیل مقابل آبروداری کنید! میوه، شیرینی، شب پا تختی ام هم لازم است پس برای صرفه جویی اندکی یاری کنید! گر کسی با میوه دارد می نماید خودکشی دل به حال ما و او سوزانده، اخطاری کنید! موقع کادو خریدن، چرب باشد کادوتان پس حذر از تابلو و ساعات دیواری کنید! هر چه باشد نسبت قومی تان نزدیک تر هدیه را هم چرب تر، از روی ناچاری کنید! در امور زندگی، دینار اگر باشد حساب کادو نوعی بخشش است، آن را سه خرواری کنید! گرم باید کرد مجلس را، از این رو گاه گاه چون بخاری بهر تنظیم دما، کاری کنید ساکت و صامت نباشید و به همراه موزیک دست و پا را استفاده، آن هم ابزاری کنید! لامبادا و تانگو و بابا کرم یا هر چه هست از هنرهاتان تماما پرده برداری کنید! البته هر چیز دارد مرزی و اندازه ای پس نباید رقص های نابه هنجاری کنید! حرکت موزون اگر در کرد از خود، دیگری با شادباش و دست و سوت از او طرفداری کنید! کی دلش می خواهد آخر در بیاید سی دی اش؟ با موبایل خود مبادا فیلمبرداری کنید! در نهایت، مجلس ما را مزین با حضور بی ادا و منت و هرگونه اطواری کنید! پسرهاي ترشيده يه سايتي در مورد { پسرهاي ترشيده }بود به نظرم خيلي جالب اومد حتما زير لينك زير كليك كنيد و بخونيدش آن روز كه سهراب نوشت: "تا شقایق هست زندگی باید كرد" خبر از دل پر درد گل یاس نداشت!!! باید اینگونه نوشت: هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچك و یاس زندگی اجبار است!! load نمیشد سلام حالتون خوبه؟ چطورین؟ خانوم بچه ها (یا آقا بچه ها ) خوبن؟ سلام برسونین! از طرف من کوچولورو هم یک بوس گنده بکنین!!! خوب دیگه چه خبر؟ خوش میگذره؟ روزه نماز قبول باشه... چی از من چه خبر؟ ممنون ما هم خوبیم ... خیلی معذزت میخوام که خیلی وقت آپ نکردم هر دقيقه يك بار يك sms رايگان بزنيد اگه نتونستيد ثبت نام كنيد مي تونيد از آی دی استفاده کنید: username : mahdi-foolad سپس دكمه login را بزنيد بعد براحتی به وسیله کامپیوترتون به هرکی که میخواین sms بزنید این دیگه از اون کاراست! این مطلب از طریق یک پی ام در یاهو مسنجر برای من ارسال شد و هنوز دقیقآ اطلاعی از منبع انتشار آن ندارم. ظاهرآ مایکروسافت قصد شوخی با افرادی را دارد که به هر نحوی طرفدار دسترسی ایران به دانش و فناوری هسته ای هستند. برای روشن شدن موضوع مراحل زیر را انجام دهید. - ابتدا یک فایل Notepad جدید باز کرده و درآن عبارت "iran win via atoms" را بنویسید. (بدون گذاشتن "") - اکنون این فایل متنی را ذخیره (save) کرده و آنرا ببندید. - مجددآ این فایل را باز کنید !!! در این لحظه برای شما یک ضرب المثل به زبان چینی نشان داده می شود. متاسفانه هنوز با کمک چندین برنامه ترجمه موفق به ترجمه دقیق آن نشده ام. اما آنچه که در این رابطه مسلم می باشد آنکه قطعاً چنین امری در گذشته در ویندوز وجود نداشته است یعنی حداقل تا همین اواخر و بالا گرفتن بحث تمایل ایران به برخورداری از تکنولوژی هسته ای. پس چگونه این موضوع به سیستم عامل ویندوز اضافه شده است؟! پاسخ این سوال آسان است؛ از طریق بروز رسانی های به اصطلاح امنیتی که مایکروسافت بصورت خودکار برای ویندوز انجام می دهد. بدین ترتیب برنامه نویسان مایکروسافت این تغییرات جانبی را در ویندوز بوجود می آورند. به مایکروسافت پیشنهاد می کنیم بجای این شیطنت بازی ها اندکی به فکر امنیت و توسعه محصولات خود باشد. من دلم ميخواهد خانه اي داشته باشم پر دوست كنج هر ديوارش دوستانم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو هر كسي ميخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد شرط وارد گشتن شستشوي دلهاست شرط آن داشتن يك دل بي رنگ و رياست بر درش برگ گلي ميكوبم و به يادش با قلم سبز بهار مينويسم اي دوست خانه دوستي ما اينجاست تا كه سهراب نپرسد ديگر خانه دوست كجاست! به كي بگه دلش از كي گرفته






















پيرمرد بهت زده نامه ديگري به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقي 










. پشت سرش دختر جوانی پشت فرمان بود . . . دختری زیبا با آرایشی جذاب
!! قرتی خانم احمق ، بی شعور عوضی تو که رانندگی بلد نیستی بهتره پشت همون میز توالت بشینی -
. نزدیک بود چشم های پسر از حدقه بیرون بزند


![]()
عید شما همه خوانند هاي عزيزم مبارک!![]()
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد
.
عمری با حسرت و اندوه زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران
باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم



http://shz.ir/Content/View/file_id=1730.html
عکس جدید گذاشتم

![]()
ابتدا وارد اين سايت شويد
password: 34396











| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |










